|
picture درباره وبلاگ ![]() سلام خدمت دوستان عزیزم: من سعی میکنم که در این وبلاگ زندگینامه و عکس بازیگران محبوب سینمایمان را بگذارم آخرین مطالب آرشيو وبلاگ دوست ندارم دو شغله باشم
مجید صالحی بازیگر خوشاخلاقی است. در چند برخوردی که با او داشتم متوجه شدم زود با همه صمیمی میشود. اما مصاحبه گرفتن با او انصافا کار طاقتفرسایی بود. در روزهایی به سراغش رفتم که فرصت سرخاراندن نداشت. مجید صالحی در تب و تاب به پایان رساندن ساخت سریال نوروزیاش برای شبکه تهران بود و بجز سریالش به هیچ چیز دیگری فکر نمیکرد. برنامه کاری او اینگونه بود که صبحها در پشت و جلوی دوربین فعالیت میکرد. او یک تنه هم دکوپاژ میکرد و هم خودش جلوی دوربین ظاهر میشد. شبها هم میرفت لوکیشن روز بعد را میدید. تنها فرصتی که برای مصاحبه داشتیم داخل سرویس بود.
البته او داخل سرویس هم فیلمنامه را ورق میزد. در فرصت کوتاهی که دست داد با مجید صالحی درباره سریال «موج و صخره» که قرار است امسال نوروز از شبکه ۵ سیما پخش شود همصحبت شدیم.
اگر موافقی درباره ترکیب بازیگران سریال جدیدت صحبت کنیم. خیلی از بازیگرانی که پای ثابت سریالهای نوروزی هستند در سریال موج و صخره حضور ندارند. در عوض با بازیگرانی چون زیبا بروفه و نیما شاهرخشاهی مواجهیم که کار نوروزی تلویزیونی نداشتهاند. چطور به این ترکیب از بازیگران رسیدی؟
من شخصا به این ترکیب نرسیدم. همیشه برای انتخاب عواملم از افراد دور و برم مشورت میگیرم. کنار هم مینشینیم و با هم بحث میکنیم تا به یک نتیجه مشترک برسیم. خودم هم دوست داشتم سریالم قالب جدیدی داشته باشد. میخواستم گروه بازیگران جدیدی شکل بگیرد که برای بیننده تازگی داشته باشد. دوست داشتم ساختارشکنی کنم. خودم یک نقش کلیشهای را همیشه بازی کردهام که دیگر نمیخواهم تکرارش کنم.
قصه ما کمدی مطلق نیست. قصه شیرینی است. من نمیخواستم یک کمدی مثل خانه به دوش، ترش و شیرین، زن بابا و سه در چار بسازم. در این سریالها که اشاره کردم گفتم به عنوان بازیگر یا کارگردان حضور داشتهام. کمدی امسال من یک فضای دیگری دارد. جنس کمدی من با اینها فرق دارد. واکنش مردم به خانه به دوش خنده بود. در سریالهای سه در چار و زن بابا جنس کمدی به گونهای بود که در هر سکانس مخاطبش را میخنداند. اما در کمدی موج و صخره، من ادعا ندارم که میخواهم مردم را به قهقهه بیندازم. از الان اعتراف میکنم که اینجور کمدی را دوست دارم. البته خودم تا به حال چنین تجربهای نداشتهام. درباره علی صادقی صحبت کن. تا به حال با هم چند کار مشترک داشتهاید که آخرینش «بعدازظهر سگی سگی» بود. علی صادقی چطور انتخاب شد و هدفت از انتخاب او چه بود؟
علی بازیگر خوب و محبوبی است. با او در سریال سه در چار تجربه همکاری داشتم که اتفاق خوبی برای جفتمان بود. فیلمنامه سریال موج و صخره، ۵ سال پیش نوشته شد. از همان زمان علی صادقی را در نظر گرفته بودم. این سریال قرار بود ۵ سال پیش ساخته شود. وقتی دوباره خواستیم آن را بسازیم دیدم متنش بیات شده. در ضمن توقعات مردم در این مدت عوض شده است، بنابراین دوباره بازنویسیاش کردیم. البته از علی صادقی خواستم در این سریال جدی بازی کند. در عید خواهید دید که او خیلی نقش کمیک پررنگی ندارد. چرا جزیره کیش را برای سریالسازی انتخاب کردی؟
قصه ما در کیش میگذرد. دلیل خاصی نداشت. تنها دلیلش همین بود. قصه ما درباره دختر و پسری است که برای ماه عسل به کیش میروند و برایشان اتفاقاتی میافتد. در این سریال جذابیتهای توریستی کیش را هم به تصویر میکشی؟
بله. میشود از این مزیت جزیره هم استفاده کرد. اما مساله این است که در شهر کیش مسوولان جزیره خیلی از ما حمایت نکردند؛ بنابراین ما خیلی روی این مساله انرژی نگذاشتیم. من هم بیشتر به خود قصه فکر میکنم. البته ناخودآگاه خود کیش هم در این کار دیده میشود. ولی قصد من این نبوده که بیایم یک سریال با هدف جذب توریست و این حرفها بسازم. تو در این سریال، هم کارگردانی را بهعهده داری و هم خودت یکی از بازیگران هستی. این دوشغله بودن کارت را سخت نمیکند؟
چرا، خیلی سخت است. من خودم دوست ندارم به قول شما دوشغله باشم. برای سریال سه در چار، در پنج شش قسمت آخر جلوی دوربین رفتم. در تلهفیلم «نیش» خودم حتی یک سکانس هم بازی نکردم. بازیگری و کارگردانی همزمان یک کار اشتباه است. من به دیگران کاری ندارم، اما درباره خودم چنین نظری دارم. بازیگری و کارگردانی هر کدام تمرکز خاص خودش را میخواهد. برای هر کدام باید جداگانه زمان گذاشت. من الان انرژیام را روی بازی و کارگردانی تقسیم کردهام. وقتی جلوی دوربین هستم از بچههای گروه نظرشان را میپرسم و کمک میگیرم. از اول قرار نبود من بازی کنم. چند نفر از دوستان نامزد بودند که درگیر بودند و نتوانستند بیایند. مجبور شدم خودم بازی کنم. به نظر تو، سریالی که در عید روی آنتن میرود باید چه ویژگیای داشته باشد؟
ویژگی مشخصی تعریف نشده است که من بگویم سریال نوروزی حتما باید این چیزها را به ترتیب داشته باشد. عید نوروز ما ایرانیان گاهی همراه ماه رمضان است و یک موقع ماه محرم. در ایام عید «شب دهم» و کارهای دفاع مقدسی مثل «خوش رکاب» هم ساخته و پخش شدهاند. سریال عید معمولا باید مفرح و سرگرمکننده باشد. من خودم به مفرح بودن اهمیت میدهم. برای رساندن کار به آنتن فرصت محدودی دارید. این عجله و شتاب کارهای مناسبتی اذیتت نمیکند؟
من آدمی نیستم که مناسبتی کار کنم، در ناخودآگاه ذهنت باید به رسیدن کار به آنتن فکر کنی. معمولا کارهای عید در دقیقه ۹۰ کلید میخورند. البته در این سریال آقای معصومزادگان، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه تهران و دکتر احمدی، مدیر شبکه تهران خیلی کمک کردند و سنگ تمام گذاشتند. هر سریالی سختیهای خودش را دارد. باید نیمه پر لیوان را هم ببینیم که از کار خیلی حمایت شده است. اگر سریال خوب بشود به خاطر حمایت و همدلی دوستان بوده است. اگر این سریال ضعیف بشود به خود من برمیگردد. با توجه به این که دومین کارگردانیات را تجربه میکنی احتمالا اضطراب ضعیف شدن کار را هم داری. یعنی میترسی که مخاطب سریالت را نپسندد. درست است؟
طبیعتا این استرس همیشه هست. البته موفقیت کار امسال من در این نیست که بیننده قهقهه بزند. ما آمدهایم تجربهای کسب کنیم و یک جنس کمدی دیگر خلق کنیم. متن ما اجازه نمیدهد یک کمدی سطحی کار کنیم. طی این چند روز که در جزیره کیش بودم دیدم خیلی با وسواس کار میکنی. معمولا برداشتهایت را مرتب تکرار میکنی و مراقبی که همه چیز سر جای خودش باشد. این وسواس و دقت از کجا ناشی میشود؟
من از تهیهکننده عذرخواهی میکنم که ممکن است به خاطر شیوه کار کردن من زمان تصویربرداری سریالش طولانیتر بشود. مساله این است که یک عده آدم به من اعتماد کردهاند و شرافتشان را جلوی دوربین گذاشتهاند. من به اینها تعهد دارم. باید با دقت و ظرافت کار کنم که مبادا شرمندهشان شوم. این بازیگرها هر کدام جایگاه بالایی دارند. از رضا ناجی که خرس نقرهای دارد گرفته تا بقیه. امیدوارم این وسواسی که شما میگویید نتیجه مثبتی داشته باشد. اگر موافقی درباره فعالیتهایت در سالی که گذشت، صحبت کنیم. تو در فیلم بعدازظهر سگی سگی بازی کردی که واکنش مثبت بیشتر منتقدان را در پی داشت. درباره حضورت در این فیلم صحبت کن.
من یک سال و نیم بود که اصلا با مطبوعات گفتوگو نمیکردم. اما این فیلم باعث شد دوباره با رسانهها صحبت کنم. من به جرات میگویم که ۹۰ درصد منتقدان فیلم را دوست داشتند. تماشاچیها وقتی از سالن بیرون میآمدند از دیدن فیلم راضی بودند. نکته جالب بازیات این بود که یک نقش جدی را بازی میکردی. یعنی در قالب یک شخصیت خشک، جدی و عبوس فرورفته بودی که با بقیه نقشهایت فرق داشت. مجید صالحی نقش آدمی را بازی میکند که به هیچ وجه لبخند نمیزند. عجیب نیست؟
آقای کیایی از من خواسته بود بار کمدی بر دوش من نباشد. حتی میگفت حرکتهایی که در کمدیهای دیگر انجام دادهای اینجا نباید از خودت نشان بدهی. یک جورهایی جلوی من را میگرفت. میگفت تو باید پیشبرنده قصه باشی. دیگران هم به من گفتهاند که تو در این فیلم متفاوت بودهای. اینها باعث میشود من انگیزه پیدا کنم و در کارهای دیگرم دقت بیشتری داشته باشم. در این فیلم رضا عطاران، علی صادقی و امیر نوری بیشتر نقش کمدی داشتند. من این فیلم را دوست دارم. خیلی پیش آمده که نقشهای متفاوت بازی کنم. اما همه شرایط با هم فراهم نشده. اما فکر میکنم از آن طرف خیلی وقتها شرایط فراهم شده که همان نقش کلیشهات را تکرار کنی.
بله. خیلیها از من میخواستند همان تکیهکلامهای فیلمهای دیگرم را تکرار کنم. میگفتند با همان لهجه فلان فیلمت بازی کن. من خودم فیلم «شاخه گلی برای عروس» را تا به حال کامل ندیدهام. فیلم «هر چی تو بخوای» را از اولش هم میدانستم فروش خوبی ندارد. برای همین راجع به آن بحث نمیکردم. اما فیلم بعدازظهر سگی سگی را خیلی دوست داشتم. من سیدی فیلم شاخه گلی برای عروس را دارم. اگر خواستی بدهم ببینی!
ممنون. سیدیاش را خودم دارم، اما سعی کردم نبینم. فکر میکنی چرا سینمای ما چند سالی است که دیگر نمیتواند مخاطبان انبوه را به سالنهای سینما بکشاند؟
من حس میکنم بین اتحادیه تهیهکنندگان و پخشکنندگان و دیگر سینماگران باید یک همدلی به وجود بیاید. در خیابان شریعتی سینما فرهنگ و سینما جوان که چند متر با هم فاصله دارند هر ۲ چند فیلم مشترک را اکران میکنند و مردم همان محدوده از دیدن برخی فیلمها محروم میشوند. این مساله روی فروش فیلمها تاثیر میگذارد. هر فیلم پرفروشی قطعا به گیشه فیلمهای دیگر کمک خواهد کرد. فرهنگ فیلم دیدن در سینما را باید جا بیندازیم. در آمریکا، هم اینترنت پرسرعت دارند و هم سریالهای جذاب، ولی سالن سینمایشان همیشه بیننده دارد. کشورهای دیگر هم همینطورند. به قول آقای احمدرضا درویش، ما در جام جهانی نمیتوانیم بگوییم امسال برزیل اول است یا فرانسه. اما در سینما همه پذیرفتهاند که سینمای آمریکا با بقیه کشورها فاصله محسوس دارد. در آنجا فرهنگ فیلم دیدن در سالن برای مردم جاافتاده است. در سینما فیلم دیدن لذت خاص خودش را دارد. صنعت سینما باید حفظ بشود. سینما و تلویزیون مکمل یکدیگر هستند. همه باید همدلی داشته باشند تا این سینما دوباره رونق بگیرد. الان بخشی از فرهنگ یک مملکت را از روی سینمایش میشناسند.
به نظر من سینما هم به اندازه فوتبال میتواند معرف یک کشور باشد. الان برزیل را در همه جای دنیا از روی فوتبالش میشناسند. من به یک کشور خارجی رفته بودم. یک ژاپنی وقتی نام ایران آمد اسم ابوالفضل جلیلی را آورد. یعنی ایران را از سینمایش میشناخت. در روسیه با یک فرانسوی صحبت میکردم. او با من درباره فیلم کیارستمی بحث میکرد. بهترین و بدترین خاطره مجید صالحی در سالی که گذشت چه بود؟
الان هیچ چیزی یادم نمیآید. با تو که دارم صحبت میکنم نمیدانم امروز چند شنبه است. برای سال ۹۰ چه برنامههایی داری؟
برنامههایم در سال جدید بستگی به کیفیت سریال نوروزیام دارد. باید ببینم مردم از این سریال استقبال میکنند یا نه. اگر کار من ضعیف از آب در بیاید تلویزیون کارهای خوب دیگری هم دارد. از سریالهای قبلی نوروز کدامیک را بیشتر پسندیدی؟
«چاردیواری» و «زن بابا» را دوست داشتم. اینطور که شنیدهام امسال این دو بزرگوار هم برای عید سریال دارند. آقای مقدم و سعید آقاخانی جزو کارگردانهای خوب ما هستند. آنها کارشان جواب داده است و موفق بودهاند. من خوشحالم که در جمع این بزرگان هستم. سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 :: 17:20 :: نويسنده : aly_m
نام اصلي: پگاه دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 19:45 :: نويسنده : aly_m
نام: شهاب حسینی
تاریخ تولد: 1352 مدرک تحصیلی: دانشجوی انصرافی روانشناسی دانشگاه تهران. ............................................... ابتدا با گویندگی در رادیو آغاز کرد و سپس در تعدادی از برنامه های تلویزیون مجری بود. در مجموعه تلویزیونی « پس از باران » در عرصه بازیگری هم خود را آزمود و در نهایت در سال 1379 در فیلم رخساره به عنوان اولین فیلم سینمایی اش موفق ظاهر شد. مجموعه « پلیس جوان » اوج هنرنمایی او در زمینه بازیگری است. شهاب حسینی در سینما هم خوب ظاهر شده: بازی موفق اما در حاشیه (واکنش پنجم) و بازی فوق العاده اش در فیلم « شمعی در باد » که کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم از جشنواره بیست و دوم فیلم فجر هم شد. دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 19:41 :: نويسنده : aly_m
ترانه علیدوستی فرزند حمید علیدوستی، فوتبالیست قدیمی و مربی تیم ملی فوتبال جوانان (در سال 1387)؛ 22 دی ماه سال 1362 به دنیا آمد. وی دارای دیپلم کامپیوتر است و پس از گذراندن یک دوره کلاسهای فیلمنامه نویسی با فیلم من، ترانه 15 سال دارم، فعالیت در سینما را آغاز کرد. ترانه موفق شد با اولین فیلم دوران زندگیاش خوش بدرخشد تا جایی که کمتر از یک ماه چند جایزه مطرح سینمایی به خود اختصاص داد. برخی از افتخارات هنری ترانه علیدوستی:
روند موفقیتهای او با فیلم دومش؛ شهر زیبا، ادامه یافت و ثابت کرد که در این رشته موفق است. ترانه پس از تجربههای موفق سینماییاش، بازی در عرصه تئاتر را نیز با نمایش فنز تجربه کرد. این نمایش که با استقبال بسیاری رو به رو شد توانایی او در صحنه تئاتر را اثبات کرد. از میان صدها نفری که برای نقش من ترانه ... تست داداند، فردی انتخاب شد که نام خودش هم ترانه است. او تنها برادرش را در روز چهارشنبه سوری از دست داد، آن هم درست در زمانی که مشغول بازی در فیلمی به همین نام بود. برخی از آثار هنری ترانه علیدوستی:
دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 18:51 :: نويسنده : aly_m
يوسف از شمال كشور
يكي از مهمترين نكاتي كه درباره سريال تلويزيوني يوسف پيامبر از همان ابتدا كنجكاو برانگيز بود، تركيب بازيگران اين سريال و بخصوص بازيگران نقش حضرت يوسف (ع) در اين سريال بود. حساسيت نسبت به اين نقش بيش از انتخاب نقشهاي ديگر و حتي نقش زليخا بود. اولين و بديهيترين تصوري كه هر مخاطبي از اين سريال تلويزيوني دارد، انتخاب بازيگري خوشچهره براي نقش حضرت يوسف بود، اما اين مساله خلاف اعتقاد سازندگان اين سريال بود و آنها با بيان اين مساله كه منظور از زيبايي حضرت يوسف بيشتر يك زيبايي معنوي بوده، دست به انتخابي زدند كه تا همين حالا هم كه بازيگر نقش جواني حضرت يوسف بازي خود را آغاز نكرده، حضور « مصطفي زماني» در اين نقش اما و اگرهاي فراواني را به دنبال داشته است. نقش جواني حضرت يوسف نيز توسط مصطفي زماني ايفا شد. انتخاب مصطفي زماني براي نقش حضرت يوسف نيز جالب و شنيدني است، او اهل فريدونكنار است و روزي به همراه يكي از دوستان خود به دفتر سريال يوسف مراجعه ميكند. دوست او علاقهمند بوده تا براي ايفاي نقش در اين سريال تست بازيگري بدهد. مصطفي زماني هم به طور اتفاقي تست ميدهد و از ميان علاقمندان فراواني كه براي اين منظور به سريال يوسف آمده بودند، زماني براي ايفاي نقش در اين سريال انتخاب ميشود. پس از عقد قرارداد نيز براي او كلاسهاي بازيگري به شكل خصوصي برگزار و حتي با صرف هزينهاي او در كلاسهاي بدنسازي ثبت نام ميكند تا براي ايفاي اين نقش آماده تر شود. زماني كه شاهين اقبال بر شانه او نشست و او را به سمت تخت عزيزي مصر راهنمايي كرد، در زمان انتخاب شدن براي ايفاي اين نقش، دانشجوي رشته كارشناسي مديريت صنعتي در ساري بود و در دانشكده، در يك يا دو تئاتر به عنوان بازيگر حضور يافته بود و مدتي نيز به عنوان حسابدار در يك شركت خصوصي فعاليت كرده بود. انتخاب او براي نقش يوسف زماني اتفاق افتاد كه هنوز بازيگر مياني نقش يوسف انتخاب نشده بود. وقتي زماني متوجه عدم انتخاب بازيگر نقش نوجواني يوسف ميشود، با معرفي پسرخاله خود حسين جعفري به دست اندركاران سريال يوسف، قدمي جدي در حل مشكل سازندگان اين سريال برمي دارد و به اين ترتيب كار انتخاب بازيگران يوسف عملا به پاياني خوش ميرسد. زماني اين روزها بر اساس قراردادي كه با سريال تلويزيوني يوسف دارد، متعهد شده تا بعد از پايان پخش سريال يوسف، در هيچ اثر نمايشي حاضر نشود. علت اين قرارداد نيز اين است كه به احتمال زياد حضور او در كارهاي مشابه باور پذيري مخاطب را نسبت به اين نقش كمرنگ ميكند. از اين بازيگر جوان جز چند مصاحبه كوتاه تاكنون مطلبي منتشر نشده، اما شايد بد نباشد به بخشهايي از تنها مصاحبه طولاني او كه در همان روزهاي حضور در سريال يوسف، در سايت خبري سيما فيلم منتشر شد اشاره كنيم. مصاحبهاي كه در آن زماني ميگويد: «برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفهاي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما ميدانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد، آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال از آنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي ميكردم يا نميكردم.» وقتي هم « آرزو شهبازي» مصاحبه كننده از او سوال ميكند، «فكرمي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟» او پاسخ ميدهد: « قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا ميكند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنارگذاشت و ديگر اين كه بعضي چهرهها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي ميكند و اين به انسانيت آدمها برميگردد. فكرمي كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظر تا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه يك زيبايي ظاهري كه البته درگريم بسياري ازجذابيتهاي چهره پوشانده شده است. در واقع زيبايي در اينجا براساس فضاي پيرامون تعيين ميشود. براساس گريم فراعنه مصر وآدمهاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته شود. ازطرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذير ميشد، اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهرههاي بسيارزيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزيبايي درحد آدمهاي معمولي ميبينم.» اگرچه انتخاب اين بازيگر جوان به عنوان ايفاگر نقش يوسف حرف و حديثها و حتي آنگونه كه خود زماني تلويحا اشاره كرده، مخالفتهايي را در پروژه به دنبال داشت، اما درباره بازيگر نقش زليخا حرف و حديث چنداني وجود نداشت و كتايون رياحي براي چنين نقشي انتخاب معقولي به نظر ميرسيد؛ البته سريال يوسف بر خلاف ديگر سريالهاي تاريخي در زمينه انتخاب بازيگر اعتقاد چنداني به حضور بازيگران حرفهاي نداشت و شايد كمتر از ده بازيگر حرفهاي در آن ايفاي نقش كردند كه جعفر دهقان، محمود پاك نيت، پروانه معصومي، جهانبخش سلطاني، علي طالب لو، پرويز فلاحي پور و... برخي از اين بازيگران هستند وبراي ساير نقشها بازيگراني غير حرفهاي انتخاب شدند، اما قضاوت نهايي درباره بازيهاي آنها نيز با توجه به پخش نشدن قسمتهايي كه با حضور اين بازيگران ساخته شده، ميتواند در زماني ديگر نتيجه بهتري به دنبال داشته باشد دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 18:48 :: نويسنده : aly_m
در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال ۱۳۷۰ بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم «برادههای خورشید» شد. خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم «سیب سرخ حوا» (۱۳۷۸) چندان موفق نبود. او در سال ۱۳۸۱، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال ۱۳۸۱ در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد و بوی بهشت. بازیهای متفاوت او در سال ۱۳۸۲: «عروس خوشقدم» و «دختر ایرونی» و در سال ۱۳۸۳ با فیلمهای «کما» و «مهمان مامان» نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم «دختر ایرونی» از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد. او تا به حال در ۳ فیلم هتل کارتن، دستهای آلوده و مزاحم از ساختههای سیروس الوند به ایفای نقش پرداخته است. حیایی قرار بود در سال ۲۰۰۹ در فیلم My leader در کمپانی برادران وارنر بازی کند. او جز بازیگری در فیلم بوی بهشت و سرود تولد چند ترانه هم خواندهاست دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 18:33 :: نويسنده : aly_m
شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد. دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 17:37 :: نويسنده : aly_m
زمانی که نام جواد رضویان می آید اولین چیزی که به یاد می آوریم خنده های جالب جواد است که باعث شادی در هر فیلمی شده است.پس دقایقی را با جواد رضویان و دخترش یامین همراه باشید.
جواد رضویان:خب باید گفت یاد آن دوران بخیر.من هم بعضی وقت ها دوست دارم در چنین سریال های کمدی و مخاطب پسند حضور داشته باشم ولی فکر کنم این اتفاق دیگر پیش نیاد,ولی باز هم هر چه خدا بخواهد. دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 17:21 :: نويسنده : aly_m
نام اصلی : یوسف تیموری واقف
تاریخ تولد: 6 دی ماه 1358 - در غرب تهران به دنیا آمده . تحصیلات : فوق دیپلم هنر و دانش آموخته هنرستان صدا و سیما می باشد و یکی از هنرجویان ممتاز کلاسهای استاد سمندریان بوده است. وی فرزند دوم خانواده است و دو خواهر و یک برادر دارد . دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 :: 0:11 :: نويسنده : aly_m
نام :رضا نام خانوادگی : شفیعی جم بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر
تاريخ تولد: ۱۳۵۰
محل تولد: تهران
مدرک تحصیلی: دیپلم گرافیک
یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 :: 19:31 :: نويسنده : aly_m
در 29 اردیبهشت ماه سال 1354 در شهر تهران و محله مهرآباد در خانواده ای هنرمند و اصیل دختری به دنیا آمد که نام او را بهنوش نهادند. در این خانواده غیر از بهنوش و پدر و مادرش سه فرزند دیگر نیز وجود داشت که هر سه از بهنوش بزرگ تر بودند و از بین این سه فرزند دو تا پسر به نام های بهزاد و بهروز و یک دختر به نام بهناز بود. بهنوش هم مثل سایر بچه های هم سن و سال خودش به مدرسه رفت و تحصیلات خود را تا دانشگاه و تا درجه لیسانس آن هم لیسانس مترجمی زبان فرانسوی ادامه داد و لیسانس خود را در سال 1377 از دانشگاه آزاد اسلامی دریافت کرد. آموزش بازیگری او در مدرسه رسام هنر زیر نظر خانم مهتاب نصیر پور انجام گرفت و پس از آن بهنوش اولین کار بازیگری خود را در سریال هوای تازه شروع کرد و به صورت رسمی وارد این حرفه شد. او در ضمن بازیگری فعالیت پشت صحنه نیز انجام می داد و کم کم تبدیل به یکی از بهترین منشی های صحنه شد و با بزرگانی همچون کیانوش عیاری و داریوش مهرجویی در عرصه سینما حاضر شد. او در آن زمان فعالیت های زیادی را در زمینه بازیگری انجام داد از قبیل برگبار، روزگار جوانی ، همسفر ، فرمان و ... ولی به دلیل ارضاء نشدن از کاری قوی و فیلمنامه خوب برای اینکه از خود کانامه موفقی به جای گذاشته باشد بازیگری را کنار گذاشت. این روال ادامه داشت تا اینکه پس از 2 سال از طرف رضا عطاران بهنوش دوباره دعوت به همکاری شد و او با خواندن فیلمنامه به انجام
پس از کار نسبتآ موفق خانه بدوش بهنوش از طرف پوپک مظفری برای کار مهران مدیری ( جایزه بزرگ ) دعوت به همکاری شد. او این بار با چهره ای کاملآ متفاوت نسبت به کار قبلی ظاهر شد و اولین تجربه خود را با مهران مدیری کسب نمود. تا اینکه طولی نکشید که پس از چند ماه بهنوش برای سریالی جدید مورد توجه قرار گرفت که ساخته داریوش کاردان بود بهنوش در این سریال نقش دختری لوس و نازک نارنجی را ایفا می کرد که او این نقش نیز توانست مهارت های خود را به نمایش بگذارد. هنگامی که این سریال داشت رفته رقته در خاطر مخاطبین جا می افتاد به دلیل تندروی داریوش کاردان و نداشتن آزادی کلام این سریال با مخالفت های دولت مواجه شد که البته افکار و نظرات داریوش کاردان مورد ستایش بود ولی آزادی کلامی در کار نبود در حین فعالیت بهنوش در شبکه 5/3 کاری از سوی مهران مدیری در حال ضبط بود که با تعطیل شدن شبکه 5/3 بهنوش نیز وارد کادر بازیگری سریال مهران مدیری با نام شب های برره شد. بهنوش به دلیل درگیری با فعالیت قبلی از قسمت بیستم وارد این سریال شد و دوباره باید نقشی متفاوت نسبت به کار قبلی را بازی می کرد. که انصافآ هم از عهده این کار به بهترین صورت برآمد. حالا دیگر بهنوش مورد توجه همگان واقع شده بود که با توقیف شب های برره بلافاصله وارد کار در حال پخشی به نام زندگی به شرط خنده ساخته مهدی مظلومی شد. با اینکه دوباره این نقش با نقش قبلی متفاوت بود ولی با تجربه ای که بهنوش از سریال های قبلی نسیت به این نقش کسب کرده بود به راحتی از عهده آن برآمد. حالا دیگر بهنوش در زمینه طنز صاحب درجه و سبک و مقامی بالا شده است ولی دوست دارد که کار در عرصه سینما را نیز تجربه کند وکار سینمایی را هم به کارنامه موفق خود اضافه کند. با معروف شدن بهنوش روزنامه ها و مجلات سعی کردند که با ساختن شایعه و اخبار بی اساس مانند سایر هنرمندان معروف مجلات خود را به فروش برسانند و شایعه ساختگی در مورد بهنوش قضییه ازدواج وی با یک خواننده بود که این یک دروغ بی اساس است و بهنوش بختیاری هنوز مجرد می باشد. امیدواریم که کارنامه بازیگری بهنوش روز به روز پر بار تر و درخشان تر باشد.
یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 :: 18:12 :: نويسنده : aly_m
متولد 1334 در محله عشرتآباد تهران. • مدیریت سینما مانع ازحضور مدام او در سریال ساعت خوش میشد. به همین دلیل بازیگری را به مدیریت سینما ترجیح داد.
شنبه بیستم فروردین 1390 :: 19:22 :: نويسنده : aly_m
جمعه نوزدهم فروردین 1390 :: 18:52 :: نويسنده : aly_m
کودکی تا جوانیدر ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۷ در یکی از محلههای شهر مشهد بنام خیابان ضد به دنیا آمد. با اینکه او مشهدی است اما اصلیتش به شهر کاخک که یکی از بخشهای گناباد در استان خراسان رضوی است میرسد.او دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تهران آمد. با وجود علاقه به رشته تحصیلیاش، به بازیگری، فیلمنامهنویسی و کارگردانی روی آورد. عطاران در سال ۱۳۷۳ ازدواج کرد.[نیازمند منبع] دوران کاریوی کار اصلی خود رادر دهه ۱۳۶۰در تاتر مشهد با مرحوم حسن حامد شروع کرد، در این دوران او تماما نقشهای غیر کمیک بازی کرد این همکاری تا مرگ حسن حامد در سال ۱۳۷۱ ادامه داشت. درسال ۱۳۷۳ با مجموعه ساعت خوش به کارگردانی مهران مدیری در کنار بازیگرانی چون رضا شفیعی جم، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، نادر سلیمانی کارهای کمدی خود رادر تلویزیون آغاز کرد. در میانهٔ سال ۱۳۷۷ به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در گروه کودک و نوجوان شبکه یک تلویزیون، مجموعه «مجید دلبندم» و در سال ۱۳۷۹ مجموعه «قطار ابدی» را عرضه کرد و از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ مجموعههای سیب خنده، ستارهها، کوچهٔ اقاقیا را ارائه کرد. در سال ۱۳۸۳ وارد عرصهٔ تولید سریالهای مناسبتی ماه رمضان شد و سریال «خانه به دوش» را ساخت. پس از آن در سال ۱۳۸۴ مجموعه «متهم گریخت» را به نویسندگی سعید آقاخانی، کارگردانی کرد. او همچنین در فیلمهای سینمایی هوو و تیغ زن (هر دو ساختهٔ علیرضا داودنژاد) بازی کرد و پس از آن در فیلم سینمایی کلاهی برای باران ساختهٔ مسعود نوابی به ایفای نقش پرداخت. دیگر ساختهٔ وی سریالی به نام ترش و شیرین بود که در نوروز ۱۳۸۶ از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش شد.او همچنین در ماه رمضان سال ۸۷ با مجموعه تلویزیونی بزنگاه به خانههای مردم آمد و توانست طرفداران زیادی را جذب خود کند. عطاران در سال ۱۳۸۹ قرار بود در فیلم خیابان های آرام به کارگردانی کمال تبریزی ایفای نقش کند ولی جای خود را به حسن معجونی داد
سینما
تلویزیون
پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 :: 20:17 :: نويسنده : aly_m
اکبرعبدی ۴ شهریور سال ۱۳۳۹ از پدر و مادری اردبیلی در تهران محله نازی آباد به دنیا آمد. وی پس از دریافت مدرک دیپلم از سال 1358 با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد و سپس در سال 1362 به تلویزیون رفت و در مجموعه محله بروبیا (داریوش مؤدبیان، 1363) و بازم مدرسهام دیر شد (1365) خود را به عنوان بازیگری مستعد خلاق شناساند. عبدی با جنجال بزرگ خود را به عنوان بازیگر نقشهای کمیک شناساند. جنجال بزرگ 6 سال پس از تولید به نمایش عمومی درآمد و عبدی در آن فاصله در فیلمهای مردی که موش شد، اجارهنشینها، گراند سینما و ای ایران بازی کرد، که نقش او در همه این فیلمها کمدی بود. وی بیشتر در نقشهای کمدی بازی میکند و فیزیک بدنی خاص و صورت وی امکان گریم و ساختن چهرههای گوناگون مانند نوجوانان و زنان را به وی میدهد. عبدی در اجارهنشینها، ای ایران، مادر و دلشدگان (علی حاتمی) و هنرپیشه قابلیتهای خود را در ایفای نقشهای متنوع کمدی اثبات کرد. همین قابلیت موجب شد که عبدی در سفر جادویی هم نقش کودکی خود را ایفا کند و هم نقش میانسالیاش را، همینطور در آدم برفی در دو نقش مردانه و زنانه تواناییهایش را نشان داد. اکبر عبدی در سال ۱۳۶۸ برای بازی در فیلم مادر ساخته علی حاتمی برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد. پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 :: 20:9 :: نويسنده : aly_m
محمد علی فردین فرزند گل علی فردین در ۱۶ فروردین ۱۳۰۹در یک خانواده متوسط و البته اهل هنر به دنیا آمد. فردین اولین فعالیت سینماییش را با فیلم در فیلم دو قلوها بنقش بدلکار ناصر ملک مطیعی با صورت باند پیچی شده ظاهر و وارد سینما شد. و بعد در فیلم چشمه آب حیات همراه با ایرج قادری که اولین فعالبت سینمایی هر دو محسوب میشود ظاهر شد. فردین با فیلم آقای قرن بیستم به شهرت رسید و با فیلم گنج قارون شهرت خود را صد چندان کرد. فیلم گنج قارون درست اندرکاران آن فکر میکردند که شانسی برای اکران ندارد به همین دلیل سیامک یاسمی کارگردان فیلم گنج قارون تمامی بلیطهای هفته اول را خرید ولی نتیجه برعکس شد چون آغاز یک تحول در سینما بود. فردین در باره نقشهایی که در فیلمها به سبک گنج قارون بازی میکرد احساس ناراحتی و یکنواختی میکرد و چون دلش میخواست در نقشی به غیر از علی بی غم ... ظاهر شود اقدام به ساخت فیلم جهنم+من کرد که تمامی آن در کویر ساخته میشد. فردین در این باره گفتهاست که به حدی نقشها برایم تکراری شده بود که در فیلمی به نام جهنم+من که در آن نه از کافه، نه آواز خبری بود و ما فقط میتوانستیم یک ساعت و نیم فیلمبرداری کنیم چون در ساعات دیگر امکان فیلمبرداری به علت گرما وجود نداشت. بعضی از منتقدین فردین را به غرور محکوم کردهاند و دلیلشان این است که به عنوان مثال ناصر ملک مطیعی نقشهای کوچک هم بازی میکرد ولی فردین فقط نقش اول را بازی میکرد. فردین شخصیتی در سینما بود که امکان آن وجود نداشت که در نقشهای کوتاه بازی کند. مرحوم فردین در سال۷۷-۷۸ مصاحبهای با رضا کیانیان انجام داد که البته بعد از فوت آن مرحوم منتشر شد. نام کتاب ناصر و فردین است. همچنین در این کتاب با ناصر ملک مطیعی نیز مصاحبه شدهاست. تیتر روزنامهها پس از فوت فردین از زبان بازیگران سینمای ایران: جمشید مشایخی:دیگر کسی به محبوبیت او نمیرسد. مجید مظفری:نمی توانیم نام فردین را از سینما ایران جدا کنیم. عزت الله انتظامی:فردین محبوب تر از همیشه. ایرج راد:فردین یک پدیده بود. او مرد عشق بود و وفادار زندگی آری برین مرد خدا میتوان گریست پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 :: 19:42 :: نويسنده : aly_m
چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 :: 17:16 :: نويسنده : aly_m
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||